دست نوشته هایی است سفید...
سلام آسمان،

حال من خوب است.. این جا همه چیز خوب است و ملالی نیست..

چند وقتی است مشغولم.. مشغول مرور خاطره هایم.. مشغول آرام کردن دلم.. مشغول به یاد آوردن عهدم..

حال من خوب است و همه چیز خوب است!

چند وقتی است مشغولم.. مشغول به یاد آوردن خودم، دوباره دیدن، دوباره شنیدن، دوباره بوئیدن، دوباره لمس کردن زندگی..

آری، آسمان.. 

می خواهم دوباره زندگی کنم، دوباره به یاد آورم..

می خواهم دوباره درد دوست داشتن و دوست داشته شدن را مزه کنم.. می خواهم روح تکه تکه شده را دوباره یکجا کنم.. 

می خواهم در میان مردمی که درد را تجربه می کنند زندگی کنم..

می خواهم همراه کسانی باشم که مهربانی را فراموش کردند..

آری آسمان..

اینجا زمین است و درد تنهایی و فراموشی...

درد تنهایی و بودن در جمع! 

درد هر روز دیدن دیگران و فراموش کردن خویشتن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ساعت 11:45  توسط شمس |