دست نوشته هایی است سفید...
امشب آسمان دلم گرفت...

قرص کامل ماه... نیمه ی شب... سکوت مبهم... تاریکی عمق نگاه...

یعنی می شود؟!

خیلی وقت است که بی خبرم.. بی خبر از همه چی...

این وقت شب که می رسد سکوت آسمان را می شنوم.. نه برای اینکه تفسیرش کنم، بلکه برای آنکه درد دلی کنم.. شاید حرف های نگفته ی بیشتری به یکدیگر بگوییم..

و در انتهای هر سخنم سه نقطه های بی پایانی که گویای همه چیز است و خود هیچ!

باز می نویسم برای آسمان...

گاه از درد می نویسم، گاه از شادی..

گاه از عشق، گاه از نفرت..

گاه خستگی، گاه تلاش..

گاه سکوت، گاه هیاهو..

هر آنچه که می گویم می داند..

چیز دیگری برایم نمانده جز نَفَسی..

نفسی که می آید و دلگرمم به تلاش....

پ.ن 1: نامه های من به آسمان، مجموعه نامه هایی است که هنگام دل تنگی برای آسمانم می نویسم.

پ.ن 2: در رابطه با آخرین جمله ی نامه ام، این روزها به دلیل مشکلات جسمی ام، میزان کارم رو کمتر کردم تا شاید کمی بهتر شوم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ساعت 23:44  توسط شمس |